تبليغاتX
همیشه عاشق

همیشه عاشق

داستان زندگی سعید و سمیه

درباره وبلاگ

ما از جنس روياهايمان هستيم.
ويليام شكسپير

نویسندگان

RSS

جدايي

 

 

اميدوارم منو ببخشي

 

به قلم : سعید در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 17:7 موضوع: | +

باز هم انتظار

دارم دیوونه می شم...........

پس کی این بیست و هشتم می یاد.

               

به قلم : سعید در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 2:30 موضوع: باز هم انتظار | +

انتظار


امروز 5 شنبه 2 اسفند امروز با سمیه خیلی بحث کردم
خیلی دوستش دارم
امروز بهش پیشنهاد کردم 1 ماه با  هم حرف نزنیم  البته به چند دلیل  آخی داشت گریه می کرد .وقتی فهمیدم منصرف شدم آخه طاقت ندارم ببینم گریه می کنه
به هر شکل قرار شد اون 5 ساعت قبل از تحویل سال بهم زنگ بزنه امیدوارم وقتی بهم زنگ می زنه به هم بیشتر نزدیک بشیم

به قلم : سعید در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 19:43 موضوع: انتظار | +

حس عاشقي

احساس خيلي قشنگيه وقتي يکي رو دوست داري وقتي فکر مي کني که اونم تو رو دوست داره وقتي تو روياهات آينده رو با اون مي بيني
احساسي قشنگ اما پر از اضطراب، اظطراب از دست دادن اون آدم .اون موقع هست که خودتو بدون اون هيچ مي دوني
با اين که صد بار بهت گفته دوستت دارم بازم از خودت مي پرسي يعني اون منو دوست داره شايد تو زندگي آدم قوي اي باشي اما وقتي به اون فکر مي کني در برابرش خودتو کوچيک مي بيني
حسود مي شي دوست داري فقط به تو فکر کنه فقط با تو حرف بزنه اين قدر ديوونه مي شي که بهت مي گن مجنون
حساسيتت صد برابر مي شه به جايي که بهش محبت کني شايد باعث آزارش بشي اما بازم دوستش داري 


((بيايم  قدر معشوقمونو وقتي کنارمون هست بدونيم))

دوستت دارم

 

 

 

به قلم : سعید در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 3:55 موضوع: حس عاشقی | +

رسم عاشقی

نمي دونم امروز چمه خيلي دير خوابيدم به خاطر همونم دير بيدار شدم هر روز که بيدار مي شدم سميه واسم  اس ام اس داده بود ولي امروز اس ام اسي ازش نيومده بود خيلي حسودم آخه اونو فقط واسه خودم مي خوام خيلي بهش عادت کردم
واقعا باهاش احساس خوشبختي مي کنم باورم نمي شه من با اون به تمام آرزوهام رسيدم اون حس خوبي روکه آرزوشو داشتم به دست آوردم .اولش فکر نمي کردم بتونه همه جوره پايم باشه الان تمام وجودمه
دوستش دارم به خاطر همين مي ترسم از دستش بدم
بعضي موقع ها باهاش دعوا مي کنم ولي به خدا حاظرم واسش بميرم دوست ندارم ناراحت بشه

 

 

 

 

 

به قلم : سعید در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 17:5 موضوع: رسم عاشقی | +

دوباره عاشقی

  من و سعید تو این مدت که اپ نکردیم با هم کلی و حرف زدیم  و تصمیم گرفتم که مثل دفعات قبل نبود
به هم قول دادیم که اگه تو بد ترین شرایط هم بودیم حرف از جدائی نزنیم و بتونیم با حرف زدن و کمک گرفتن از همدیگه مشکلمون رو حل کنیم
اون روزی که با سعید حرف میزدم شاید باورتون نشه یه حال خواصی داشتم یه حسی بود وقتی با هام حرف میزد انگار اب رو اتیش ریختن بدنم سست شده بود
نمیدونم چرا احساس میکردم و خیلی بیشتر دوستش دارم  وای خدای من من همونیم که تا یک ساعت پیش پامو کرده بودم تو یه کفش که من نمیتو نم ادامه بدم
یه لحظه از خودم بدم اومد  چه جوری دلم اومد حرف از جدایی بزنم
وای سعید اگه بدونی چقدر صدات ارومم میکنه 
  تن صداش خیلی فرق میکرد بیشتر از حرفاش صداش ارومم میکرد مثل یه لالایی بود راست میگن که دنیای عاشقا خیلی فرق میکنه    
 منم  قول دادم زود تصمیم  نگیرم و به قول سعید بد جنس نشم
ولی خوب یه جورایی حق داشتم  منم حالم خیلی بد بود و از همه طرف بهم فشار میومد ولی باز خوشحالم که در کنارتم سعیدم 
 


گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم

گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم

گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند

 گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که هرگز فراموشت نميکنم

به قلم : سمیه در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 0:47 موضوع: دوباره عاشقی | +

وصالی دیگر

امروز با سمیه آشتی کردم باور کن خیلی لذت بخشه . نمی دونم چه جوری بهش ثابت کنم که دوستش دارم .

می دونم دوستم داره ولی نمی دونم اون باور داره که منم دوستش دارم؟

دوستت دارم سمیه .......

تو همه زندگیمی سمیه باهاتم همیشه باهاتم قول می دم به من اعتماد کن . مهربونم ،خوشگلم  من کسی هستم که همیشه باهاتم باورم کن

 

به قلم : سعید در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 3:19 موضوع: وصالی دیگر | +

یه روزی قدرمو میدونی

يه روزي قدرمو ميدوني كه ديره . روزي كه كسي سراغي ازت نميگيره
يه روز ميدوني من كي و چي بودم . روزي كه از نبودنم غصه ات ميگيره
باشه خوبم از كنارت ساده ميرم . با وجود اينكه ميدونم ميميرم
به خدا قدرمو ميدوني يه روزي . روزي كه از تو جدا ميشه مسيرم

قدرمو ميدوني يه روز . يادم ميفتي شب و روز
صدام تو گوشت ميپيچه . مثل يه آه سينه سوز
حسرت يك لحظه نگام . دلتنگ ميشي بدجور برام
اون روزها دور نيست به خدا . حتي به خوابت نميام

يه روزي قدرمو ميدوني كه ديره . اسم من از توي لحظه هات نميميره
ديگه نيستم اون شبهاي پر ستاره . وقتي كه دلت بهونمو ميگيره

اما اون روز خدا كنه نباشه . نشنوم از رفتن من غصه داري
من ميبينم اون شبايي رو كه ديگه . واسه گريه شونه هامو كم مياري

قدرمو ميدوني يه روز . يادم ميوفتي شب و روز
صدام تو گوشت ميپيچه . مثل يه آه سينه سوز
حسرت يك لحظه نگام . دلتنگ ميشي بدجور برام
اون روزها دور نيست به خدا . حتي به خوابت نميام

به قلم : سمیه در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 19:56 موضوع: یه روز قدرمو میدونی | +

دلتنگتم

اشکام امون نمی دن  عکساتو باز ببینم

بر گرد تو ای همه کسم برگرد تو ای هم نفسم 
نیستیو من دلواپسم
بی تو نمی شه زنده بودعشق تو را قلبم ربود

باور کن دوستت دارم

به قلم : سعید در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 13:24 موضوع: دلتنگم | +

حرفهای دل همیشه عاشق

ادم عاشق هیچ وقت عشقش رو نمی زاره و بره ولی وقتی رفتن رو به موندن ترجیح داد بدون که خیلی شکسته بدون خیلی داغون شده بدون تمام فکراش همه خیال بوده.

ولی هنوزم دوستت دارم اندازه ی تمام ستاره های اسمون خوب میدونی به غیر از تو به کسی فکر نمیکنم فقط میخوای با این حرفات داغونم کنی میخوای روحم رو ازار بدی و یه جورایی خودت رو تبرئه کنی بگی من که بودم اون بود که میخواست بره ولی سعیدم اینو بدون موندنت خیلی سخت تر از رفتنت بود.

میدونستی خیلی دوستت دارم و هیچ کس تو دنیا نیست که به اندازه ی من دوستت داشته باشه و نخواهد داشت به خاطر همین هم بود که میخواستی بمونی وببینی وقتی فهمیدم دوستم نداری چه جوری داغون میشم حالا بیا ببین  ...

قلب یه عاشق هیچ وقت نمیشکنه هیچ وقت داغون نمیسشه ولی وقتی فهمید اونی که دوستش داری و با تمام وجود میپرستیش عشقش فقط هوس بوده هیچ وقت دوستت نداشته اون موقع هست که قلبت ذره ذره میشکنه و داغون میشه و بزرگترین ضربه ی زندگیت رو میخوری ضربه ای که هیچ وقت نمیتونه سر پا نگهت داره.

دیگه کسی رو ندارم که باهاش در دو دل کنم و بهش بگم حالم خیلی خرابه چون بهم گفته بودن ولی من نمی خواستم قبول کنم و میگفتم من دوستش دارم و اونم دوستم داره حالا اگه برم پیششون چیزی جز رو سیاهی برام نمی مونه خیلی تنهام سعیدم.

به جز یه قلب شکسته یه سینه پر سوز و چشمای  گریون چیزی ندارم هنوزم مثله قدیما وقتی دلم ازت میگیره به اهنگهای ستار پناه میبرم ولی فرقش اینه که اون موقع ها فکر میکردم تو پیشمی اما الان خیال با تو بودن رو هم ندارم سعیدم.

عشق تو هوس بود هیچ وقت دوستم نداشتی تو فقط جسمم رو می خواستی هیچ وقت نفهمیدی که همه ی وجودم پیشت من فقط وسیله بودم وسیله ی رسیدن به اهداف کثیف یه سری از ادما .

ای کاش دنیامون انقدر کثیف نبود ای  کاش میشد عاشق شد و برای همیشه عاشق موند ای کاش

ای کاشها از سینه پر سوز ادما بیرون نمیومد ای کاش...

دلم خیلی گرفته دوست داشتم بیشتر مینوشتم تا یکم خالی بشم ولی هیچ جوری نمیشه یه حرفها یی بود که فقط دوست داشتم به خودت بزنم ولی ...

پیشی من مثل تو نمیگم برای همیشه خداحافظ چون هنوز قلبم عاشق نگهش میدارم تا وقتی دیگه دوستت نداشتم و بهت فکر نکردم بلند فریاد می زنم سعیدم خداحافظ ای خاطرات قشنگم خداحافظ...............

خدایا کمکم کن

 

به قلم : سمیه در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 21:21 موضوع: حرفهای دل همیشه عاشق | +

تنهایی

!!!سمیه رفت

یه روز از جدایی ما گذشت ، دلم واسش تنگ شده ، امیدوارم اون به من فکر نکنه .

دیروز یه اس ام اس بیشتر بهش ندادم . راستشو بخوای ،احساس می کنم یکی دیگه جامو گرفته .شاید دیگه نباید باشم

برای دومین بار تو عشقم شکست خوردم

سمیه جون دوستت دارم

برای همیشه خداحافظ

به قلم : سعید در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 1:47 موضوع: تنهایی | +

دوری

چند روزیه سمیه گیر داده می خواد بره .می خواد فراموشم کنه .

 داری می ری سمیه؟

نمی دونم چیکار کنم .

بد جور قاطیم.

نمی تونم باور کنم، مگه میشه؟

چت  شده؟ ،

منم سعید ، به خدا دوستت دارم.

آخه چرا.......!

دارم دیوونه می شم . اینا همش دروغه اون نمی ره.

اون نمی دونه جدایی همش عذابه.!!!!!!!!!!

 

به قلم : سعید در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 1:22 موضوع: دوری | +

لذت

امروز با همه روزا فرق می کرد سمیه امروز خیلی مهربون بود .حرف زدن با سمیه امروز خیلی لذت بخش تر بود.سمیه امروز خیلی فرق کرده بود .خیلی خوشحالم که اونو دارم .تنها امیده زندگیمه

دوستت دارم سمیه جون

به قلم : سعید در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 3:17 موضوع: لذت | +

دوری تو

میدانم روزی با تن خسته و خیس سوار بر قطرات درشت باران بر ناودانهای چشمم فرود می ایی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در ان لحظه چشمانم را برای همشه میبندم تا دیگر دوریت را حس نکنم.............

به قلم : سمیه در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 2:50 موضوع: دوری تو | +

دوری تو

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه ی دریاها... نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب... و لحظه هایی که ثانیه ثانیه میگذرد نیست .

به قلم : سمیه در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 2:10 موضوع: دوری تو | +

گریه

به چشمه من نگاه نکن دوباره گريت مي گيره

ساده بگم که عشقه من بايد تو قلبت بميره

فاصله بينه منو تو از اينجا تا آسموناست

خيلي عزيزي واسه من اما زمونه بي وفاست

براي اين دربدري تو بهترين گواهمي

دروغ نگو که مي دونم ، تويي که چشم به راهمي

قسم نخور که روزگار به کامه ما دوتا نبود

به هر کي که عاشقه بگو غم که يکي دوتا نبود

بگو تا وقتي زنده ام نگاه تو سهمه منه

هر جاي دنيا که باشي دلم واست پر ميزنه

به قلم : سعید در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 23:52 موضوع: گریه | +

بی تو میمیرم

با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگویم از تو دلگیرم******ولی باز تو را دیدم گفتم بی تو میمیرم.

به قلم : سمیه در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 15:23 موضوع: بی تو میمیرم | +

حرفهای دل


 دوستت دارم پيشي گلم اندازه ي تمام ستاره هاي اسمون

به خاطر تو که مي خوام بازم باشمو به عشقمون ادامه بدم فقط تويي که ميتوني بازم از نو متولدم کني فقط تووووووووووووووووووووووووووو

با تمام وجود دوستت دارم صاد قانه تا ته ته ته  تهش باهاتم

يه بار امتحان کن بگو دوست داشتنتم دروغ بود بگو عشقمم دروغ بوده

اون موقع ميفهمي چقدر دوستت دارم ميفهمي که شدي تمام زندگيم

نه ولي ديگه کنارم نيستي ببيني  ..............................

 

اون موقع هست که همه ي درهاي خوشبحتي به روم بسته مي
 ولي بازم به توفکر ميکنم

فقط با تو به خوشبختي ميرسم پيشي گلم

کاش شب يلداي امسال با هم بوديم تا برات انار دون ميکردم

تو با خنده هات  بهم مگفتي دوستت دارم  تا خوشبختي رو با تمام وجودم احساس کنم

به اميد روزي که تمام رويا هامون  به حقيقت تبديل بشه و براي هميشه پيشم باشي

به قلم : سمیه در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 5:1 موضوع: حرفهای دل | +

عشق

دوست داشتن یعنی چی؟  آدم عاشق کیه؟  اگه کسی رو دوست داریم بهش میگیم دوستت ندارم ؟آخه واسه چی باید  بگیم.

 

 

به قلم : سعید در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 3:2 موضوع: عشق | +

یلدا

يلدا يعني يادمان باشد که زندگي انقدر کوتاه است
که يک دقيقه بيشتر با هم بودن را  بايد جشن گرفت.

 

 

 

به قلم : سمیه در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 1:52 موضوع: یلدا | +

T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I

طراح قالب های بلاگفا